العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

76

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

امكان و هر معنى كه در ذهن انسان آيد به دو وجه در آن نظر ميتوان كرد يكى آنكه آلت ملاحظه و تعقل مدلول او است و ديگر آنكه خود موجود ذهنى است از عوارض نفس انسانى نظير آنكه اسكناس و چك را گاهى از آن وجه نظر ميكنيم كه دلالت بر مال حقيقى مىكند و گاه از جهت آنكه كاغذى است بفلان نقش و صورت و از اين جهت مال نيست و آتش در ذهن از جهت آنكه آلت ملاحظه آتش حقيقى است گوئيم يكى از عناصر اربعه است و سوزاننده و گرم و لطيف است و از جهت آنكه صورتى است در ذهن نه گرم است و نه سوزنده و نه از عناصر بلكه آتش نيست و صورت ذهنى است عرض و كيف نفسانى ، امكان هم از جهت آنكه آلت تعقل وجود ممكنات است از معقولات ثانيه است وجود او وجود اصيل نيست اما از جهت آنكه نظر در خود اين صورت معقول كنى از عوارض نفس تست و كيف است و از اين جهت امكان نيست و نظير اين در محسوسات آينه است كه گاه آلت ملاحظه صورت است و گاه به خود آن نظر ميكنى كه از چه جنس است شيشه يا غير آن . اگر گويند امكان در ذهن موجود است يا معدوم ؟ گوئيم موجود است و اگر پرسند وجود خارجى است يا ذهنى ؟ گوئيم وجود خارجى است زيرا كه صفت ذهن تست و ذهن تو در خارج است و اگر گويند جوهر است يا عرض ؟ گوئيم عرض و اگر پرسند ممكن است يا واجب ؟ گوئيم ممكن است و فاعل آن ذهن تو است كه آن را ايجاد كرده است . با اين حال چون امكان را آلت ملاحظه حال موجودات ممكنه قرار دهى اعتبار عقلى است نه موجود خارجى . و حكم الذّهن على الممكن بالإمكان اعتبار عقلي فيجب أن يعتبر مطابقته لما في العقل . وقتى گوئيم انسان ممكن است يعنى اثبات صفت امكان كنيم براى وى اگر چه